تبلیغات
ساروق - معشوقه ای که یک سال پیش عاشق شده بود
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
ریحانه آهی کشید و گفت: آن روز که به مغازه شما آمدیم، سالی می گذشت که من به تو عشق می ورزیدم.
باور کردن حرف او برایم سخت بود.
- چگونه چنین چیزی ممکن است...

متن بالا قسمتی از کتاب «نیمه شبی در حلّه» است. نمی دانم آن را خوانده ای یا نه. من که پیش از عید آن را تمام کردم. قصه پسری از اهل تسنّن به نام هاشم است که عاشق دختری شیعه به نام ریحانه می شود؛ دختری که سالها قبل هم بازی کودکیش بوده. 
این ماجرا فراز و فرودهای جذاب و جالبی دارد. نویسنده با ذهن خلاق و جوالی که دارد استادانه صحنه ها را مجسم ساخته، انسان را در متن ماجرا فرو می برد. هر از چند صفحه ای هم با نقطه عطفی، مخاطب را غافلگیر می سازد. پسر در مغازه طلا و جواهرات پدر بزرگش کار می کند و به دلیل زیبایی ای که دارد گویا دختر پادشاه عاشقش می شود و لذا به بهانه تعمیر جواهر آلات او را به قصر می کشانند.
البته داستان در عین حال که متنی ظریف و عاشقانه دارد، معارف مهدوی را هم به مخاطب هدیه می دهد. 
شاید از جالبترین نکات داستان اشارات معشوق است که گهگاهی تحقق می یابد ولی هاشم آنها را باور نمی کند و نکته جالب دیگر اینکه ریحانه یک سال پیش از معشوقه شدن، عاشق شده بود.





داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 | توسط : علی آرمین | نظرات()